آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
45
سفرنامه كازاما ( فارسى )
به فرمان شاه به يكى از شاهزادگان داده مىشد « 1 » . ( شاهزاده ) مأمور نحر كردن شتر در اين مراسم ، شال كشميرى بلوطى رنگى را كه شاه به او خلعت داده بود روى پيراهن ابريشم سبز خود مىپوشيد . در پى او نمايندگان گروهها و اصناف گوناگون كه پارچه سفيدى دور گردن انداخته و مأموريت دريافت سهمى از گوشت قربانى را داشتند ، مىآمدند . كشتن شتر قربانى ، همانند شيوهء مرسوم در گاوبازى اسپانيا ، با فرو كردن ماهرانهء يك ضربهء خنجر ( به حلق حيوان ) است . از آنجا كه شتر فرمانبردارتر از گاو است ، گويا به ندرت كسى ( در مراسم قربانى كردن شتر ) كشته شده باشد . اما از يكى - دو سانحه كه در اين مراسم پيش آمده است سخن مىگويند . از پيش مقرر است كه هر تكه از شتر قربانى ، مانند سر ، پا ، تنه و ديگر اندام و اجزاى آن ، به كى و كدام صنف مىرسد . چون پارهء حلقوم حيوان به شاه تقديم و به انجام رسيدن مراسم قربانى گزارش مىشد ، انبوه مردم قربانى را در ميان مىگرفتند و انگشت خود را به خون آن رنگين مىكردند و به پيشانى خود مىماليدند و با اين كار تيمن و تبرك مىجستند . در اين سالها قربانى كردن شتر متروك شده است ، و به جاى آن مردم گوسفند مىكشند . فقط يك بار پيش آمد كه در طبقهء اول ساختمان شهردارى ناله غمانگيز گوسفند ( مذبوح ) را از فاصلهاى شنيدم .
--> ( 1 ) . اورسل كه در سال 1882 م . ( 1299 ه . ) مراسم قربانى كردن شتر را در باغ نگارستان ديده ، نوشته است كه نحر شتر با فرو كردن نيزه به زير گلوى حيوان و به دست يكى از شاهزادگان كه براى اين كار آماده شده بود انجام مىشد . ( همانجا )